مسئول، بر وزن مفعول!
از ریشه سئل...
به معنی:"کسی که مورد سوال قرار میگیرد".
چه سوالی؟ چه جوابی؟
***
مرا به لطف خواندند
کارَکی دادند، گفتند تو اینجا باش!
ماندم...
***
اندکی که گذشت
عرصه باز کردند، مسئولم خواندند
ماندم...
***
در کشاکش کار
به کناری رفتند، گفتند تو اینجا باش
ماندم...
***
در گلاویز شدن با سختی
از پس هفت حجاب، اسیرِ هوسم می خواندند
ماندم...
***
در پی راهِ بلند
بعد از همه تنهاییِ تنها، گفتند تو نامردی!
ماندم...
***
در هوای غم و اندوه دلم
با نگاهی غضب آلود، دروغگویم خواندند
ماندم...
***
از همه جان سوزتر
اندکی با توهین می گویند، دزد!
می مانم!
***
دیگر از هیچ ندایی غم نیست
چون برای تو فقط آمده ام، و برای تو فقط
می مانم...
***
و برای تو فقط می مانم!
و برای تو فقط می مانم!
و برای تو فقط می مانم!
م.غمین
